فرید

فرید به معنای تنها و بی مانند از القاب امام زمان است

 

فرید در عصر ائمه

فريد در عصر ائمه

دوستي داشتيم كه هر وقت در مورد گذشته و امامان معصوم صحبت مي كرد و يا هر وقت حديثي مي خواند از كلمه عصر ائمه و يا عصر امامان استفاده مي كرد. ولي وقتي در مورد زمان حال وحاضر صحبت مي كرد از كلمه عصر غيبت استفاده مي كرد گويي اين دو با هم متفاوت هستند. اگر اين بكار بردن كلمات متفاوت فقط در حد يك كلمه مي بود شايد اشكال نداشت. ولي ناصواب اين مسئله اينجاست كه اين گونه بكاربردن وتقسيم بندي ناشي از تلقي نادرست ما است كه زمان حاضر را از حوزه عصر ائمه جدا مي كنيم وعصر خودمان را عصر ائمه نمي دانيم در صورتي كه ما هنوزهم در عصر ائمه زندگي مي كنيم و امام زنده ما امام زمان كه خدا فرجش را نزديك كند، وجود دارد و دوران امامان به پايان نرسيده است. اينجا است كه آدم ياد نام فريد و وحيد مي افتد. اين دو اسم كه از القاب امام زمان مي باشند به معناي تنها، بي مانند، يگانه، وانهاده ويكتا مي باشند و علت اينكه اين القاب در مورد امام زمان بكار برده شده است اين است كه ايشان تنها گذاشته شده اند و روشن تر بگويم تنهايش گذاشته ايم. ما امام زمان را فراموش كرده ايم و او را تنها گذاشته ايم و اوتنها و غريب شده است و نه اينكه تنها و غريب بوده است. اگر فريد كه نام امام زمان هم هست به معناي تنها مي باشد اين وبلاگ در صدد است تا با طرح مباحث امامت و مهدويت از تنهايش بكاهد، و اگر فريد كه نام امام زمان هم هست، يعني بي مانند، اين وبلاگ در صدد است تا با طرح مباحث امامت و مهدويت بي مانندي او را نشان دهد. معنايي اين كلمات را  وقتي خوب درك مي كنيم  كه او را بشناسيم. بايد او را شناخت و در مورد شئون او بيشتر دانست. كاري كه قصد داريم انجام دهيم، اگر خدا ياري كند.

پنجشنبه یکم دی 1390 |

 
 

امیدی در درون همه ما نهفته است؛ امید به آینده‌ای روشن؛

امید رسیدن به دنیایی که همه با هم در کنار یکدیگر در صلح و آرامش زندگی کنیم؛

دنیایی بدون ظلم، فقر، دروغ، حرص، ناامنی، بیماری.

دنیایی سرشار از فهم، شعور، عقل، کمال، سرزندگی و سعادت.

امید رسیدن به چنین دنیایی را همه می‌شناسیم امیدی که تحقق آن، وعده خدا به آدمیان است؛ وعده‌ای حتمی که تخلف نمی‌پذیرد. وعده‌ای که به دستان منجی و مصلحی آسمانی محقق خواهد شد؛

منجی‌ای که همه برگزیدگان عالم و همه ادیان، نوید آمدنش را داده‌اند.

مصلح موعودی که

هندوها به «فرزند سید خلایق» یادش کنند؛

مانویان به «خرد شهر ایزد»؛

زردشتیان به «سوشیانت»؛

برهمانیان به «ویشنو»؛

چینیان به «کریشنا»؛

مسیحیان به «مسیح»؛

یهودیان به «ماشیح»؛

و مسلمانان به «مهدی»؛

بیاییم همدل و هم‌زمان برای آمدن  منجي موعود دعا کنیم.

دعا و خواست ما - همه با هم - اثر دارد.

یکشنبه دوم تیر 1392 |

 
 

 سالروز تخریب قبور ائمه در بقیع را به دوستان ایشان تسلیت گفته و به خاطر مظلومیت اهل بیت پیامبر  (که درود خدا بر ایشان و خاندان پاکشان باد) و ستمهایی که بر ایشان و اهل بیتشان رفته سوگوار و مغموم هستیم

 همچنین برای بر طرف شدن تمام ظلمهای عالم به انتظار فرزندشان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می مانیم.

سه شنبه هفتم شهریور 1391 |

 
 

در اين شبهاي قدر

چرا براي ظهور دعا كنيم

اگر برای شفای مریض ها دعا می کنیم برای ظهور دعا کنیم چرا که با آمدن امام زمان بیماران به برکت حضرت  شفا می یابند و در عصر ظهور و با حضور ايشان در جامعه بشری بیمار و بيماري نخواهیم داشت.

اگر برای فقرا دعا میکنیم  برای ظهور دعا کنیم چرا که با آمدن امام زمان فقیری در جامعه باقی نخواهد ماند. بلکه در آن عصر برای دادن زکات مستحق پیدا نمی شود و پول های زکات و صدقه  در مکانهایی بیرون شهر قرار مي گيرند تا  هر کس که بخواهد خودش نیازش را بر طرف کند.

اگر برای رهایی از شر شیطان دعا می کنیم برای ظهور دعا کنیم چرا که با آمدن امام زمان شیطان به شمشیر حضرت کشته میشوند و ديگر قدرت وسوسه گری خود را نخواهد داشت.

اگر از دور بودن دلها و کینه  در جامعه رنجور و محزون هستیم برای ظهور دعا کنیم چرا که با آمدن امام زمان قلبها به هم نزدیک می شود و محبت جاي كينها را مي گيرد.

اگر برای کمی علم از خدا در خواست دانش بیشتری داریم برای ظهور دعا کنیم چرا که اگر انسانها  با تمام  تلاش شان دو حرف از بیست و هفت حرف  علم را پیدا کنند با آمدن اما زمان ایشان بقیه را برای انسانها به ارمغان می آورند.

اگر  برای محیط زیست و زمین  نگران و ناراحت هستیم  برای ظهور دعا کنیم چرا که با آمدن امام زمان آسمان برکات خودش را فرو می ریزد و زمین روئیدنی های خودش را می رویاند و بیابانها به جنگل تبدیل می شوند و بشر تازه طعم محيط سالم را خواهد چشيد.

اگر از خدا درخواست عمر طولانی را داریم  برای ظهور دعا کنیم چرا که با آمدن امام زمان عمر ها به برکت ایشان طولانی می شود بطوری که فرد مومن می توان هزار نسل خود را ببیند.

اگربرای نجات  از نادانی و کمی عقل هاي مان دعا می کنیم برای ظهور دعا کنیم چرا که با آمدن امام زمان عقل ها توسط ایشان کامل می شود.

اگر برای جنگها و نابساماني هاي بشريت دعا می کنیم برای ظهور دعا کنیم چرا که با آمدن امام زمان جنگها و خون ریزی ها به پایان می رسد و صلح و عدالت سراسر زمین را می  گیرد.

اگر براي رفع بي عدالتي ها در جامعه دعا مي كنيم براي ظهور دعا كنيم چرا كه با آمدن امام زمان عدالت مانند گرما و سرما وارد منزل افراد ميشود.

و خلاصه برای هر چیز خوبی که دعا می کنیم برای ظهور دعا کنیم که آمدن امام زمان آمدن تمام خوبی ها و رفتن تمام بدیها است. ظهور را نزديك ببينيم.[1]

 

 



 1 برای مطالعه بیشتر در مورد جزئيات  این مطلب وهمچنين احاديث  و توضيحات بيشتر درمورد هر بند می تواند به کتاب كمال هستي درعصر ظهور نوشته آقای محمد باقر علم الهدی مراجعه بفرمائيد.

پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 |

 
 

اضطرار و تشنگي

اضطرار به امام

چقدر به آب نياز داريم؟ و آيا چيز ديگري جاي آنرا پرمي كند؟ وقتي تشنه هستيم چه حالي داريم؟  اگر اكنون كه اين مطلب را مي خوانيد كمي تشنه باشيد خواندن اين مطلب وجداني تر خواهد شد.

 يكي از حالتهايي كه در ارتباط با امام زمان بايد در خود ايجاد كنيم اضطرار است. اضطرار را مي توان مانند تشنگي دانست. اضطرار يعني يك نياز واقعي و از تمام وجود كه تنها يك چيز مي تواند آنرا فرو نشاند. اضطرار يعني خواست ان يگانه اي كه بدان نياز داريم. اگر مانند يك تشه نياز به وجود امام را حس كنيم  و همان طور كه به دنبال آب حركت مي كنيم به دنبال امام باشيم حال اضطرار به امام خواهيم داشت.

 بايد براي  شناخت بيشترامام و همين طور ياري ايشان بوسيله قلب زبان و عمل  در عصر غيبت  تلاش كرده و در عين حال براي ظهورشان با تمام وجود تلاش كنيم. اين تلاشها اگر با يك حالت اضطرار باشد رنگ و بوي ديگري خواهد داشت.  و در چنين شرايطي حتما ظهور برايمان اتفاق خواهد افتاد. چرا كه هر تشنه اي  حتما براي سيراب كردن خود راهي مي يابد. 

سعي كنيم با تفكر و تذكر اين حال را در خود ايجاد كرده و سپس با حال اضطرار دعا كنيم  و دقيقا با همين حال يعني با تمام وجود از خدا ظهور امام زمان را بخواهيم . كه در اين صورت حتما محقق خواهد شد. از سوي ديگر يك فرد مضطر به حضرت براي رسيدن به امام اعمال خود را نيز در راستاي رسيدن به ايشان تنظيم مي كند.

كمي نمك ميل بفرمايید تا تشنه شوید حالا اين مطلب را دوباره بخوانيد. جور ديگر مطلب را خواهيد يافت. امتحان كنيد.

چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 |

 
 

نیت خدمت

السلام علیک أیها الرحمة الواسعه

 پشه ها زود به دنیا می آیند و زود از دنیا می روند. مهلت بودنشان خیلی کم است مثل ما آدمها.

سه روز از زندگی آن پشه گذشته بود و می خواست کاری کند، می خواست خدا و حجت خدا  را یاری کند...

دعا کرد و از خدا خواست که توفیقش دهد توفیق خدمتی در راه او که همان راه ولیش باشد...

خدا جوابش را داد و گفت: اگر می خواهی کاری کنی؟ باشد، بیا و به پیامبرم که حجت خدا در عصر تو است کمک کن. نامش ابراهیم است.

 گفت: خدایا! کاش بتوانم برای یاری او قدمی بر دارم. ولی ببین چقدر کوچکم، زوری ندارم... خدا گفت: تو می توانی کمکش کنی.

و آن پشه مأمور به از بین بردن نمرود، پادشاه ستمگر زمان حضرت ابراهیم شد.... خلاصه همان طور که داستان را می دانید نمرود به عذاب الهی مبتلا شد. عذابی که همین پشه کوچک در آن نقش محوری داشت....و این پشه کوچک چنان تیز بر او تاخت و چنان تند بر سوراخ بینی اش وارد شد که نمرود فرصت نکرد دستش را حتی بجنباند. سه روز و سه شب یک نفس در آن حفره تاریک با همه تاب و توانش، به خاطر خدا و برای پیامبری که حتی ندیده بودش جنگید....

پس از مرگ نمرود، پشه هم دیگر مرده بود، فرشته ای برای بردنش آمد...

فرشته پشه را در دست های لطیفش گذاشت و گفت:

تو را به بهشت می بریم. تو جنگجوی کوچک خدا در یاری پیامبرش بودی...

*****

مهم نیست که چقدر کوچکی... چقدر ناتوانی...

از خدا که بخواهی می توانی خدمتگزار امام عصر روحی له الفداء باشی...

در پناه صاحب الزمان

مطلب بالا را یکی از دوستان خوب برای ما ارسال کرده اند که در روزهای نزدیک به نیمه شعبان تلنگر خوبی است برای خدمت به آستان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

از خدا توفیق خدمت بخواهیم ....

شنبه دهم تیر 1391 |

 
 

کمک خلبان

یه هواپیمایی وسط اقیانوس داشته میرفته که یهویی خلبان سکته میکنه و میمیره.

بین مسافرا این سؤال پیش میاد که حالا هدایت هواپیما رو چه کسی باید به عهده بگيره؟ خوب معلومه! کمک خلبان! یه کسی که اینکاره باشه! یه کسی که بلد باشه هواپیما برونه! یه کسي که از همون جایی که خلبان مدرک خلبانی گرفته مدرک گرفته باشه.

ولي حالا اگر بهتون بگن یه آدم قلدری توی هواپیما پیدا شد و به زور کمک خلبان رو انداخت كنار و خودش رفت توی اتاق خلبان، و مسافرا هم یا هیچ مخالفتی نکردن یا از یارو قلدره حمایت کردند، چی ميگید؟

حالا اصلا اینجوري هم نه! اگه مسافرین تصمیم بگیرن که عقلا[!] و ریش سفیدای هواپیما دور هم بشینند و جانشين خلبان رو انتخاب کنند چي؟ يا اصلا فرض کنیم مسافرین هواپیما تصمیم بگیرن که با رأی گیری و به شکل کاملا دموکراتیک کسی که قراره هواپیما رو هدایت کنه رو از بین خودشون انتخاب کنن! اگه کسی که انتخاب شد کمک خلبان نبود چي میگيد؟! تازه بعدش بريزن سر كمك خلبان و كادر پرواز و بگن شما بايد بياين و از اون قلدره تشكر كنين كه به زور هواپيما رو از دست شما گرفته و داره به ته دره ميبره و ازش حمايت هم بكنين و هر كدوم از كادر پروازم كه جلوشون واسته رو اونقدر با شلاق بزنن و مجروحشن كنن كه بميره حتي اگه يه خانم باشه!

شما نسبت به این مسافرا چه قضاوتی می کنید؟ به نظر شما این کار مسافرا احمقانه نیست؟! به نظر شما آخر اين پرواز چي ميشه؟! 

مسلمونای صدر اسلام هم با رحلت پیغمبر(صلی الله عليه و آله و سلم) خلبان رو از دست دادند. آیا کمک خلبانی در کار نبود؟

البته که بود! کمک خلباني که مدرکشو از همون جايی گرفته بود که پیغمبر گرفته بود!!! همون خدایي که پيغمبر رو انتخاب کرده بود بهش گفت به مردم بگو بعد از من سرپرست شما این علي بن ابی طالبه.

مسلمونا چی کار کردند؟

بعضیا میگن کاری که مسلموناي صدر اسلام کردند مثل کار مسافرای هواپیمای اول بود. یعنی يه قلدري به زور جاي پیغمبر نشست و بقیه هم کوتاه اومدن. تا سالها هم وضع همین بود. آدماي زورگو جای پیغمبر نشسته بودند و خلبانی ميکردن!!!

بعضیا هم میگن که مسلمونای صدر اسلام در واقع کار دوم رو کردن. يعنی یه مشت ريش سفید و سران قبايل جمع شدن و جانشین پیغمبر رو انتخاب کردن!!! و البته امير المؤمنين رو انتخاب نکردن!

اینکه کدوم یکی از اینها اتفاق افتاد خیلي مهم نیست. مهم اینه که هر دو اشتباهات احمقانه ای بودند و این از حال و روز امروز مسلمونا مثل روز روشنه! 

حالا بعضی مسلمونا خيلي روشنفکر شدن! حتی اونايی که ادعاي شيعه بودن ميکنن ، کمک خلبان رو فراموش کردن! میگن مسافرا ميتونن با هم تصمیم بگيرن که هدایت هواپیما رو به کی بدن! به نظرشون این کار خیلی هم عاقلانه میاد. اگه جلوشون هم حرف از کمک خلبان بزنی بهت تا میتونن بد و بیراه میگن، که تو يا قهرمان پروری، یا اهل غلوي یا متعصب و يا اینکه میگن با مطرح کردن این حرفا بین مسلمونا اختلاف میندازی!  

غرض از همه این حرفا این بود که بگم الان به روزاي كودتاي سقيفه و غصب خلافت و حمله به خونه ي اميرالمومنين رسيديم كه بهش ميگن "ايام محسنيه" روزايي كه اونها با غصب خلافت اسلامو از مسير اصليش دور كردن و مسلمونارو از شنيدن كلام اميرالمومنين و درس گرفتن از مكتب پيامبر و اهلبيت محروم كردن و تازه وقتي دختر همون پيامبري كه صاحب دين بود جلوي اونا وايستاد اونو به قصد كشت زدنش و بَچشو (كه پيامبر اسمشو محسن گذاشته بود) سقط كردن و ايشون بعد از چند روز شهيد شد.

محسنيه یعني اعتماد کني که خدا بعد از پيغمبر ما رو به حال خودمون رها نکرده. يعنی اعتماد کني و حمايت كني از کمک خلبانی که خدا انتخابش کرده و از همه بهتر ميتونه ما رو هدایت کنه و به مقصد برسونه.

یادمون نره! خداوند با همه بدیهاي ما مسلمونا، با وجود اینکه کمک خلبانها رو یکی پس از دیگری خونه نشين کردیم و کشتیم، يکیشون رو نگه داشته. حالا تا کی بشه که مسافرای هواپيما سر عقل بيانو قدرشو بدونن و از خدا بخوان كه ايشون رو براي هدايت هواپيماي دنيا بهشون برسونه ؟!!!

يا ربّ الزّهرا بحقّ الزّهرا اشف صدرةالزّهرا بظهور الحجّة

دعا برای ظهور را فراموش نکنیم

پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 |

 
 

علم اهل بیت

پیرامون حیات علمی امامان معصوم

تأملی در حیات علمی امامان معصوم و درخشش های آن بزرگواران در عرصه ی علم بیش از پیش ما را به گستره ی وسیع دانش ایشان آگاه می گرداند. نخستین امر حیرت آوری که می توان به آن اشاره کرد، گفتاری است که بارها و بارها بر زبان علی بن ابیطالب بر فراز منبر کوفه نقش بست که با جرأت بی مثالی می فرمود: 

بپرسید از من پیش از آنکه دیگر مرا نیابید که من به راه های آسمانها بیش از راه های زمین آشنایم.[1]

شاید در تاریخ فرد دیگری را نتوان سراغ گرفت که با این جرأت و جسارت بی نظیر مخاطبان را به پرسیدن برانگيزد.[2]

جز این نیست که گوینده این سخنان باید دانای فرید روزگار باشد که هیچ دانشی نزد او مجهول نماند.

چون به حیات ائمه ی معصوم بنگریم آنرا سرشار از گفتگوها و افادات علمی در برخورد با صاحبان ادیان و مذاهب و مخاطبان گوناگون می یابیم که در هیچ یک از آنها کمترین نشانه ای از عجز و ناتوانی علمی یا تردید و تحیّر ایشان به چشم نمی خورد. این بزرگواران که به ظاهر در مدرسه ای درس نیاموخته و نزد استادی تعلیم نیافته اند هیچگاه در پاسخ پرسشی کلمه ی «لا أدری» را بر زبان جاری نکرده و جواب پرسشی را به تأخیر نینداخته اند. درحالیکه در شرح حال هیچ دانشمند و نابغه ای از فقهای اسلامی نمی یابیم که نزد استادانی تعلیم نیافته یا در بخشی از علوم و معارف توقف نکرده باشد. [3]

این ویژگی را به ویژه نسبت به امامان جواد، هادی و عسکری که در صغر سن به امامت رسیدند نمي توان در شرایط طبیعی و متعارف تحلیل کرد و بدرستی باید اذعان نمودآن بزرگواران با لطف و امداد ویژه ی غیبی به قله ی رفیع علم دست
یافته اند. [4]


 1    سلونی قبل أن تفقدونی فلأنابطرق السماء أعلم من طرق الأرض، نهج البلاغة خ189 و در روایت ابو طفیل صحابی آمده که گوید گواه گشتم علی رابه حال خطابه که می گفت: بپرسید از من پس سوگند به خدا از هیچ چیز تا روز رستاخیز از من نپرسید جز آنکه شما را از آن با خبر سازم و از کتاب خدا از من بپرسید که به خدا سوگند هیچ آیه ای نیست مگر آنکه می دانم در شب یا به هنگام روز، در دشت یا کوهسار فرود آمده است. شهدت علیّاً و هو یخطب و یقول: سلونی فوالله لاتسألونی عن شیء إلی یوم القیامة اِلاّحدثتکم به وسلونی عن کتاب اللهِ فواللهِ ما من آیة إلاّ و انا أعلم أبلیل نزلت أم نهار، فی سهل أم فی جبل، الطبقات الکبری ج2، ص338، فتح الباری ج8، ص459، تفسیر طبری ج26، ص239     

2     از سعید بن مسیب تابعی روایت شده که غیر از علی هیچیک از مردم نمی توانست «سلونی» گوید.  كهميتوانيد به منبع زير مراجعه فرمايد یحیی بن معین، تاریخ ابن معین ج1، ص106، دار القلم، ینابیع المودة ج1، ص224

3     نمونه هایی از مناظرات علمی ائمه (علیهم السلام) عبارت است از مناظره ی امام حسن (علیه السلام) با شخص شامی که او را معاویه فرستاده بود. در این زمینه مراجعه بفرماید به : طبرسی، الاحتجاج ج1، ص398، منشورات دار النعمان، مناظره ی حسن بصری با امام حسن (علیه السلام) پیرامون قضا و قدر ابن شعبه الحرانی، تحف العقول 231، مؤسسة النشر الاسلامی، مناظره ی امام صادق با ابو حنیفه در حضور منصور و با بزرگان زنادقه زمان الاحتجاج ج2، ص74، مناظرات امام رضا (علیه السلام) با علمای متکلم یهودی، نصرانی، صائبی و مجوسی زمان، پیشین ج2، ص199 و مناظره ی امام محمد بن علی جواد (علیه السلام) با یحیی ابن اکثم قاضی القضات عهد مأمون، محمد بن فتال، روضة الواعظین ص239، منشورات الرّضی، قم

4     مظفر، عقاید الامامیة ص67، و الاصول العامة للفقه المقارن ص178، و 179

سه شنبه چهارم بهمن 1390 |

 
 

امام تنها

امام تنها

اصبغ ابن نباته كه از ياران بزرگوار  علي عليه السلام است مي گويد از حضرت علي عليه السلام شنيدم كه در مورد امام زمان فرمودند:

« صاحب هذا امر الامر الشريد الطريد الفريد الوحيد.»

صاحب اين امر شريد (آواره) و طريد (رانده) و فريد (تك) و وحيد ( تنها) است.

امام زمان براستي در اين زمان طرد شده است زيرا موقعيت و منزلتي را كه در شان ايشان است برايشان در نظر نمي گيرند و حقوق ايشان آنگونه كه بايد ادا نمي شود. هيچ كدام از مراحل شكر در برابراين نعمت عظيم الهي به طور شايسته ادا نمي شود. به عبارتي درعين اينكه نعمت عام وجود امام زمان عليه السلام شامل حال همه هست ولي شكر آن گزارده نمي شود. تا جايي كه مردم ولي نعمت خويش را كنار گذاشته اند و دانسته يا نا دانسته ايشان را با قلب و عمل و زبان خويش طرد كرده اند كم بودن اعوان و انصار يكي ديگر از معاني صريح وروشن غربت است. كسي كه به اندازه كافي يار و ياور نداشته باشد حقيقتا غريب است. امام زمان عليه السلام به معني نيز غريب است زيرا تعداد دوستان واقعي و مخلص ايشان بسيار اندك هستند. اگر به اندازه كافي يار و ياور داشت امر ظهورشان اين اندازه به تعويق نمي افتاد. در حديث جناب عبدالعظيم حسني است كه امام جواد عليه السلام  مي فرمايند:

« وقتي سيصد وسيزده تن از اهل اخلاص جمع شدند خداوند امرش را آشكار مي كند.»

بارز ترين شاهد غربت امام زمان عليه السلام اين است كه سالهاي طولاني گذشته و هنوز اين تعداد محدود يار و ياور واقعي براي حضرتش آماده نشده است. مرحوم آيت االه سيد محمد تقي موسوي اصفهاني صاحب كتاب مكيال المكارم با اشاره به چند روايت در اين موضوع مي فرمايد:

« اي انسان فهميده بنگر كه چگونه سالها طولاني شد وساليان زياد گذشت اما هنوز اين عدد ياران براي امام عليه السلام جمع نشده است. اين خود قويترين دليل بر كمي ياران و غربت آن حضرت است. حضرت مهدي كه روحم فدايش باد غريب است پس اي بندگان خدا ايشان را كمك كنيد اين بندگان خدا ايشان را ياري كنيد.»

 بايد در همين زمان غيبت كمر همت به ياري اين امام غريب ببنديم و بكوشيم با شناخت اوصاف ايشان آنها را در خود پياده كنيم و نيز سعي در تربيت و ساختن كسان ديگري با آن خصوصيات داشته باشيم.

مطلب اين پست با اقتباس از كتاب صبغ ابن نباته نوشته آقاي عبدالحسين طالعي تنظيم شده است. همچنين جهت منابع احاديث ذكر شده به كتاب كمال الدين شيخ صدوق مراجعه فرمايد. 

سه شنبه چهارم بهمن 1390 |

 
 

اهل بيت و علوم قرآن

اهل بيت و علوم قرآن

نخستین خاستگاه علم امام، قرآن کریم می باشد. براساس عقیده ی امامیه، امامان دانش قرآن شامل ظاهر و باطن و تفسیر و تأویل کتاب خدا را به طور كامل در اختیار داشتند. از امام علی (علیه السلام) روایت شده که: «هیچ آیه ای از قرآن بر پیامبر فرود نیامد مگر آنکه آن را بر من خوانده و املا نمود و من آن را به خطّ خود نوشتم. پیامبر تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و عام و خاصّ آن را به من آموخت. " 1 "»

و نیز روایت شده که: «به خدا سوگند هیچ آیه ای نازل نشد مگر آنکه دانستم درباره چه و در کجا و بر چه کسی نازل شده است. چرا که پروردگارم به من دلی خردورز و زبانی گشوده بخشیده است." 2 "»

و ايشان قرموده اند: «از من بپرسید از کتاب خدا چرا که آیه ای نیست مگر آنکه دانستم در شب فرود آمده یا به هنگام روز در دشت و یا کوهسار. " 3 "»

و عبدالله بن مسعود چنین روایت کرده که: « هر آینه قرآن بر هفت حرف نازل شده و هر حرف آن را ظاهر و باطنی است و دانش ظاهر و باطن قرآن نزد علی بن ابیطالب است. "4"»  
به عقیده ی امامیه علم به قرآن به طور کامل تنها در اختیار ائمه ی معصوم (علیهم السلام) و اوصیای امام علی(علیه السلام) نهاده شده است."5"

امامان معصوم همواره برای مخاطبان خود بر این معنا تأکید می ورزیدند که ریشه ی هر حکمی را باید در کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) جستجو کرد. " 6 "

بر این اساس گاه پاسخ مخاطبان را به روش استنباط از قرآن می دادند. مانند آنچه که راوی از امام پرسید: از کجا دانستید که مسح باید به بخشی از سرانجام شود و پاسخ شنید: به خاطر مکان باء در آیه ی شریفه ی «و امسحو برؤوسکم» "۷"

بايد دانست كه علوم قرآن اكنون نزد آخرين بازمانده از نسل امامان معصوم است كه اگر از خدا ظهورش را بخواهيم، خواهد آمد و به ما خواهد آموخت آنچه نمي دانيم و آنچه بايد بدانيم.


1- ما نزلت علی رسولِ الله آیة من القرآن الا أقرأنیها و أملأها علیّ فکتبتها بخطیِّ و علّمنی تأویلها و تفسیرها و ناسخها و منسوخها و محکمها و متشابهها و خاصِّها و عامِّها. کافی ج1، ص63، ح1 و تفسیر العیاشی ج1 ص253
2- و الله ما نزلت آیة إلاّ و قد علمت فی ما نزلت و این نزلت و علی من نزلت اِنَّ ربّی وهبَ لی قلباً عقولاً و لساناً طِلقاً. الطبقات الکبری ج2، ص338، تاریخ دمشق ج42، ص398
3- سلونی عن کتابِ اللهِ فانّه لیس من آیة إلاّ و قد عرفتُ بلیل نزلت أم بنهار فی سهل أم فی جبل. الطبقات الکبری ج2، ص338، تاریخ دمشق ج42، ص398، کنز العمال ج2، ص565، رقم 4740 به روایت ابوطفیل صحابی

4- اِنَّ القرآن أنزلَ علی سبعه أحرف مامنها حرفٌ إلاّ له ظهرٌ و بطنٌ و إنَّ علی بن ابیطالب عنده علم الظّاهر و الباطن. حلیه الاولیاء ج1، ص65، تاریخ دمشق ج42، ص400
5- الامام الباقر (علیه السلام): لا یستطیع أحدٌ أن یدَّعی أنّ عنده جمیعُ القرآن کلّه ظاهره و باطنه غیر الأوصیاء. کافی ج1، ص228، ح2
6- الامام الصادق (علیه السلام): ما من شیء إلاّ و فیه کتابٌ او سنّه. پیشین ج1، ص59، ح4

۷- کافی ج3، ص30، ح4، تهذیب الاحکام ج1، ص61 ح17



چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 |

 
 

اگر فريد كه نام امام زمان هم هست به معناي تنها مي باشد اين وبلاگ در صدد است تا با طرح مباحث امامت و مهدويت از تنهايش بكاهد، و اگر فريد كه نام امام زمان هم هست، يعني بي مانند، اين وبلاگ در صدد است تا با طرح مباحث امامت و مهدويت بي مانندي او را نشان دهد. معناي اين كلمات را وقتي خوب درك مي كنيم كه او را بشناسيم.
farid0313@gmail.com

 

موضوعات
نجات دهنده جهانی
چرا ظهور
ادب در برابر احادیث
غدیر قلب تاریخ
باور و همت برای شناخت امام
فرید در عصر ائمه
معرفی کتاب
معرفی سایت
اهل بيت و علوم قرآن
امام تنها
علم اهل بیت
سقيفه
اضطرار به امام
نيمه شعبان
اضطرار و تشنگی
نیت خدمت

 

پیوندهای روزانه

 

مطالب اخیر
فرید در عصر ائمه
در اين شبهاي قدر
اضطرار و تشنگي
نیت خدمت
کمک خلبان
علم اهل بیت
امام تنها
اهل بيت و علوم قرآن
 

Weblog Theme By Blog Skin

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت